close
چت روم

عروسی

SHA92

تبلیغات

تبلیغات

کیف پول 18+

بازدید : 15 |
درباره : داستان , |
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392 زمان : 7:29

من خیلی خوشحال بودم.

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم.

والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود.

فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم.

یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !


ادامه مطلب
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

برچسب ها : کیف پول , نامزد , عروسی , خواهر ,
نویسنده : SHA92 | نظرات ()

آخرین مطالب ارسالی

تبلیغات